آخرین ارسالات انجمنها

جذب نويسنده و مدير انجمن googlep30

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: داستان دكتر و دختر زيبا

  1. #1
    کاربرجديدانجمن
    majed آواتار ها

    وضعیت : Offline
    تاریخ عضویت : Jan 2012
    سن: 29
    نوشته ها: 133
    تشکر: 8
    12 بار در 12 پست تشکر شده
    قدرت امتیاز: 30Array

    new1 داستان دكتر و دختر زيبا

    يك داستان آموزنده:

    ... پسرك فقير براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد . از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد . روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگي مي كرد . تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند . بطور اتفاقي درب خانه اي را زد . دختر جوان و زيبائي در را باز كرد . پسرك با ديدن چهره زيباي دختر دستپاچه شد و بجاي غذا ، فقط يك ليوان آب درخواست كرد . دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد . پسر با آرامي و آهستگي شير را سر كشيد و گفت : «چقدر بايد به شما بپردازم ؟ » . دختر پاسخ داد : « چيزي نبايد بپردازي . مادر به ما آموخته كه نيكي عوض ندارد . » پسرك گفت : « پس من از صميم قلب از شما سپاسگذاري مي كنم »

    سالها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد . پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بيمارستاني مجهز ، متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند . دكتر هوارد كلي ، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد . هنگاميكه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد . بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بيمار حركت كرد . لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن مريضش وارد اطاق شد . در اولين نگاه اورا شناخت . سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند . از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري ، پيروزي ازآن دكتر گرديد .

    آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود . به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد . گوشه صورتحساب چيزي نوشت . آنرا درون پاكتي گذاشت و براي زن ارسال نمود . زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت . مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بابت هرينه هاي بيمارستان بدهكار باشد . سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد .

    در گوشه اي از صورتحساب اين جمله نوشته شده بود : «« بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است »»!!
    اگر آرزومندید به سعادت برسید پیش از آنکه خود عبرت دیگران شوید از دیگران پند و عبرت بگیرید

  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    سن
    2010
    نوشته ها
    Many

    آپلود سنتر عكس و فايل



    یاد بگیریم و یاد بدهیم برای قدردانی از زحمت دیگران از دکمه تشکر استفاده کنیم.

     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

چه کسانی از تایپیک دیدن کرده اند: 0 عضو

فعالیت:(نمایش همه)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تماس با ما